ميوه ی ممنوعه

سلام

پنجشنبه ی اين هفته توی جلسه پارک لاله يه سری دوستان قديمی رو زيارت کردم که منو به دو سال پيش بر گردوندن.تابستان هشتاد و يک و جلسات شعر فرهنگسرای بانو.

اتفاقاٌ پنجشنبه به درخواست بعضی از بچه ها چند تا از -گلاب به روتون- کتابام هم همراهم بود و همه چيز و همه کس منو به اون روزها برد.

خب يه غزل از اون موقع که با حال و روز الآنم هم  زیاد فاصله نداره می نويسم تا ببينيم چی ميشه:

 

آسمان خم می شود پيش نگاه نيلی ات

نور٬ می رقصد در اين افسونگر قنديلی ات

عاشقی آن ميوه ی ممنوعه٬ مثل سيب سرخ

مانده در دستان حوا زاده ی قا بيلی ات

مثل هر شب می وزی و کوچه بالا می برد

دست تسليمی برای چشم عزرائيلی ات

ای دل بيچاره ! ساکت می شوم وقتی که تو

غم تلاوت می کنی با هق هق ترتيلی ات

نازنينم! کاشکی يک بار ديگر می شکفت

روی درد گونه هايم ٬ بوسه های سيلی ات

                                                            مهر ۸۱

 

اين روزا بيشتر از هر موقعی احتياج به دعا دارم. فراموشم نکنين....يا علی

 

/ 23 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يكتا

سلام رضا..عاليه.. عالي..من كه پايه ام اساسي... خواستي تو اين چند تا خونه اي كه دستم هست هم تبليغ مي زنيم تا همه ببينن...تازه شلوغش هم نكردي من و يه نفر از دوستان حتما مي آييم..فراخوان رو جور كن..چي بهتر از اين.. اين روزها همه مون احتياج داريم بيشتر دور هم باشيم...فقط جان هر كي دوست داري ساعتش رو ننداز نصف شب كه منم بتونم بيام و بمونم..هر كاري باشه من برا كمك هستم..يا علي...تا...

niloufar

سلام داداشي ./ اين يه بيتت خيلي تك بود ( عاشقي - آن ميوه ي ممنوعه- مثل سيب سرخ مانده در دستان حوا زاده ي قا بيلي ات )راستي اين غزل گفتن چقدر سخته . ديشب براي اولين بار خودم به تنهايي و بدون كمك نرگس داشتم غزل ميگفتم همش ياد اين بيت بسيار با ارزش مي افتادم (قافيه كه به تنگ آيد شاعر به جفنگ آيد )./ راستي داداشي من جريان چيه ؟ چرا اينقدر پنجشنبه نا راحت بودي؟ مي خواستم ازت بپرسم ولي خيلي اونجا شلوغ بود./ اگه فكر ميكني كاري از دست من به جز دعا بر مياد من كوتاهي نمي كنم ./ اگه دوست داشتي ميتوني برام ميل كني ./ مراقب خودت باش ./ يا حق./

نيروانا

سلام پسری. عمه بميره نبينم غصه دار باشي. برات دعا می کنم اما اگه فکر ميکنی جز دعا کار ديگه ای هم از خواهر بزرگترت بر مياد بگو. در ضمن آفلاينام پريد اگه چيزی گذاشته بودی دوباره بذار

انتظار خانوم !!!

سلام.....شعر بسیار زیبایی بود.....بااجازتون لینکیدم.... با * غریب * در انتظارت هستم.....

نیک یار

رضا جان دوروووووووود!.........نازنينم ! کاشکی يک بار ديگر می شکفت....................غزل بسيار زيباست، از بابت لينک هم سپاسگذار..........

نیک یار

راستی اين دم غروبی برات دعا می کنم............ظريفی می گفت دعای آدم گناهکار زود اجابت ميشه چون مشتری هميشگيه..............

qazal

سلام ... خوبی ... من دارم از خارخ برات می نويسم ... mıdoonı chıye ... hattaa ın jaa ham natoonestam az kheyr e ınternet begzaram !!!!!!! mokhlesam ... shomaa ın neveshte raa az ye kafı net tooye torkıye mıkhoonın !!!! :D

soltanbanoo

سلام !!!!!!!!‌بابا اينا واقعن ترکن ها !!!!!!!!!!!‌هيچ کاری نمی شه کرد . الان غزل هم کنارمه و فقط می تونيم برای تو پيغام بذاريم . نه مسنجر و نه ميل و نه پرشين . خسته شديم ها . اين جا هی می خوريم و می خنديم و ............. . حتی جات خاليه . اينجا واقعن يه شهرزاد می خواد .

qazal

manam hameye oonaayee ke soltaanbaanoo mıge !!!!!!!!!!!!