زمین، دو مرتبه همسطح ابرها شده بود<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نه!..... آسمان و زمین ،   هر دو جا به جا شده بود

سپیدِ مطلق و یک قرصِ زعفرانی رنگ

شبیه بالونی از سطح آن ، رها شده بود

به ارتفاع خودش بین کوهها زل زد

 و خیره ماند... به خطّ افق ، که  تا شده بود

کنار دامنه تا قلّه....بعد از آن ، بَر  ابر...

مسیر دائمیِ ردّ پای ما شده بود

کُتم به دوشِ تو بود و میان دستانم

تمام وسعت آن شانه هات، جا شده بود

صدای چک چکِ برف و سکوتِ بعد از ظهر

پر از حسادتِ گرمای دستها شده بود

خودت سپیدی و... صفحه ، سپید و ...چشمانت

خطوط اوّل نقاشی ِ خدا شده بود :

دو چشم و ...صورت و..... آن چانه ای که می لرزید

و لب ؛ - نه! ...غنچه که قبل از بهار ، وا شده بود -

عجیب عینکِ قندیل بسته ام ، بانو !

دوباره عاشق ِ « ها » کردنِ شما شده بود!

میان آنهمه پژواکِ « دوست دارمها»

به افتخارت عجب بهمنی به پا شده بود!!!

 

/ 51 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hamid

سلام رضا جان ممنون که سر زدی و راهنمايی کردی.

كرگدن

...

كرگدن

رضا نوزدهم منتظرتما ...

mirzaa-ghalamdoon

سلام رضا جان ! پس با اين حساب هيچ بهونه ای قبول نيست ....پاشو بيا ......بدو ديگه !!!!! بابت غزلت دستت درست.

نجوا کاشانی

سلام ،( تمام آن چه که گفتی نشان يار منست / شگفت این که چرا با تو آشنا شده بود ) به اميد ديدار

دلناز ...

عجب آهنگی ... عجب شعری ... عجب تصوير سازی قشنگی ... // به ارتفاع خودش بين کوهها زل زد .... عجب ذهن خلاقی .... چی بگم ؟ وقتی همه چيز اينجا دست به دست هم می ده که فقط سکوت کنی ورقص موج غزل رو نگاه کنی ........

دلناز ...

بابت لينک هم يه عاااااااااااااااالمه ممنون ... لطف بزرگی بود ... اگرچه که دير اومدم واسه تشکر ... شرمنده :) ....

حدیث

کولاکی تو رضا...کولاک!

سمير بيگي

متنهات خيلی کامله جامع و خواندنی. يه چيز بهت بگم ((آمريکا خيلی از ما ايرونيها ميترسه)) موفق باشی

vahid

با سلام . شعری که خوندم سرشار از تصویر بود (مخصوصا‌ ۵ بیت اول) . من واقعا لذت بردم ممنونم از این که با شعرتون اصالت غزل رو به شاعران شعر نوثابت کردین