یک ترانه،یک غوغا، روی نیزه می رقصد

یک طلوع بی همتا روی نیزه می رقصد

یک غزل که دستانش بوی بی کسی دارد...

آشناترین تنها روی نیزه می رقصد

ضجّه ای سکوت آمیز ، توی خیمه می پیچد:

" عمّه جان ! سرِ بابا روی نیزه می رقصد؟!!"

شعر سرخِ فریاد است... این دهان خشکیده

آتشی که بی پروا روی نیزه می رقصد

مثلِ بیت روییدند،لاله های طوفانی

یک قصیده از دریا روی نیزه می رقصد

خاطرات چشمانم ، لحظه های " صفّین" است

لحظه ای که قرآنها روی نیزه می رقصد

 

                                                 اردیبهشت 1378    

 

 

پی نوشت :

محرم امسال حال غریبی دارم!خدا توفیق دهد که نذرم را ادا کنم.

/ 75 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صديقه حسينی

سلام و سال نو مبارک! با غزلی از سفره ی هفت سین رویایی و عاشقانه ای که منت کشی دخترک از چشم های توست به روزم و منتظر حرفهایت.... بیا که: بهار آمده یک داغ نو به من بدهد! راستی "حتما ً کلیک کنید و بخوانید" منتظرم!

آدمک

عرض سلام و تبريکِ سال نو دارم خدمت دوست عزیزم، همراه با آرزوی سلامتی و شادمانی حقيقی... برقرار باشی...

صديقه حسينی

سلام و سال نو مبارک! با غزلی از سفره ی هفت سین رویایی و عاشقانه ای که منت کشی دخترک از چشم های توست به روزم و منتظر حرفهایت.... بیا که: بهار آمده یک داغ نو به من بدهد! و اینجا : www.ghazalgije.blogfa.com هم با دو غزل از عاشقانه هایم به روز است.حتما کلیک کنید و بخوانید...منتظرم!

الیزابت

سلام . سال نو مبارک. براتون روزهای خوب و خوشی رو آرزو می کنم. ضمنا نذرتون ادا شد؟

حميد سهرابی

سلام آخرین پنجره به روز است فقط با یک غزل اگر پرنده بی بال و پر قبول کنی...

امير حسين نيکزاد

اگر دفتر گذشته ام را ورق می زنم از آن روست که کاغذ پاره های امروزم پریشان تر از آنند که ... با غزلی نه چندان تازه به روزم

محسن رضوی

درود ! رضا جان سال نو مبارک ... شعر زيبايی بود اما در مطلع بی همتا بی همتا نبود ...