سلام

۱- سفرهای اخيرم عالی بود...عالی....سفر نامه ها بماند برای بعد.

۲- سه تا غزل جديد کار کردم٬ يکی سفرنامه کوير٬ يکی سفرنامه شيراز و يکی تا حدودی مدرن...اما به خاطر يک دوست و برای اينکه نشون بدم رفيق نيمه راه نيستم تا مدتی توی وبلاگ از خودم شعر نمی زنم.

۳- اينهم دو تا غزل از دو تا دوست جديد که توی شيراز باهاشون عشق کردم ...حتما به وبلاگهاشون سر بزنين :

آن اتفاق نبايد آن شب برای من افتاد

آن شب که چشمم به چشم دريايی آن زن افتاد

آن زن که موج نگاهش آهسته آهسته آمد

گرداب شد در نهايت در شعرهای من افتاد

وقتی به شعر من آمد عريان ترين واژه ها شد

در گوشش آنقدر خواندم تا فکر پيراهن افتاد

پوشيد پيراهنم را آبی تر از آسمان شد

خورشيد از دکمه هايش فکر درخشيدن افتاد

آنقدر زيبا شد آن زن آن شب که حتی خدا هم

از عصمت خود در آمد      در دام اهريمن افتاد

اما نفهميدم آن شب (آن اتفاق نبايد -

آن اشتباه مکرر - اينبار هم سهوا ٌ افتاد)

 

/ 42 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزل کريمی

سلام ... خب ديگه آن نازنين ( احسان پرسا ) درخواست فرمودند که شعرهات رو از ما دريغ نکنی ! پس ديگه اين قرتی بازی ها رو بذار کنار و شعرهات رو از ما دريغ نکن عزيز جان ! ... منتظريم پسرم !

راضیه

سلام بسه ديگه ما فهميديم هم تو هم احسان خيلی با معرفتين.خوب ديگه حالا شعراتو بزن

يكتا

سلام ... کاش ولی برام بفرستيشون دوباره ... چه خبر آقا؟! ... غزلهای جديدتون رو هم که خب ... ما نبايد بشنويم و بخونيم ديگه ... بی دعا بلند نشی از سر سفره ها ... يا علی

آزاده

رضا الان يه دايی ارجمند دارن برام از ديشب تعريف ميکنن .... يهو خيلی دلم گرفت ... کاش اينقدر قابلم بدونی که دعام کنی

غزل کريمی

سلام ... تو چرا از ديشب تا حالا ديگه کامنت نداشتی ؟!!!!!!! ... آآآآآآآآخيييييييييی ! احتمالا معنی اش اينه که زودتر به روز کن !

niloufar

سلام . اينم به خاطر اينگه اين چنذ روزه کامنت نداشتی /

yalda

کسی که شما با شعرش عشق کردی بايد هم اينقدر قشنگ ما رو با کلمه هاش بفرسته ته دنيا...

majid

سلام .من فقط می خوام بگم کلی بااین سایت حال کردم دستتون دردنکنه که برام ایمیل زدید.

mohammad

سلام .... خسته نباشيد ... .....بعداٌ دوباره سر می زنم ....