سلام

/ 45 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلطان بانو

سلام ! بهتره زودتر همه چی به حالت عادی برگرده حتی اگه بهش عادت کرده باشی و عادی شده باشه ...

سلطان بانو

يه شعر از دوران کودکی رو می خوندم که درباره ی يه جغد و يه پيشی بود که با هم همسفر می شن توی قايق و روی دريا ....

سلطان بانو

روزای زيادی با هم به پيش رفتن و جغده که اهل موسيقی بود برای گربه گيتار می زد و براش می خوند و حسابی تحويلش می گرفت

سلطان بانو

تا اينکه يه روز جغده به گربه گفت چرا با هم عروسی نکنيم و گربه هم قبول کرد اما يه مشکل خيلی بزرگ داشتن ...

سلطان بانو

فکر کن ببين اون مشکل چيه ؟ تو که مشکل آدم رو حل می کنی از پس اين هم برخواهی آمد . البته شعر مال بچگی خودم نبود . برای بچه ها نوشته شده . توسط ادوارد لير .... تا بعد ...

يكتا

سلام رضا...خوبی؟!..با حواس شب شعر زهره اينا که ۴ شنبه است؟؟؟؟..مگه ۲۱ ام نيست؟...پس می شه چهارشنبه..يا علی..ببينمت...تا..

Hoda حيات خلوت!

داداش رضا...بی خبر نذار...اندازه تو نه اما نگران هستم خيلی خيلي...خوب؟ اعصابت رو اروم اروم بذار باشه....:) هر چی خودش خواست...خودت گفتی هر چه کرد حقمه! :) يه خبری بده...يا علی