اين اولين و تنها طرحيه كه توي عمرم نوشتم…شايد اصلا طرح نباشه يا اصلا شعر نباشه ولي خلاصه دوست داشتم خونده بشه و نظر بدين :


لبخندي آويزان
به موازات پنجره
مضراب هاي شكسته را
- عمود دفتر نت –
تاب مي دهد

با خودم عهد كرده ام
هر بار كه بالكن از خورشيد پايين آمد
بنوازم :

« مي
رِ
سي »




و اين هم دو تا رباعي واسه كلاسيك كارها :

(1)
«افسانه ي گيسوانِ در باد » ، شده . . .
يك عقده كه در گلوم فرياد شده
من آخرش اجتهاد مي گيرم تا
فتوا بدهم حجاب آزاد شده


(2)
در وسوسه ي لبِ اناري مانده ست
آقا پسري كه در خماري مانده ست
بوسيدنت آنچنان گناهي هم نيست!
وقتي كه گناه اصل كاري مانده ست


آقا ما رفتيم سراغ غزل گفتنمون …ما اينكاره نيستيم!…بدرود

/ 93 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قاصدك سوخته

عاشقی مست پيش می آيد / کوزه در دست پيش می آيد / عاشقی جرم نيست ای مردم / اتفاق است پيش می آيد ( ؟ )

قاصدك سوخته

بار اول .... انداخت / بار دوم گور به گورم انداخت / سيگار ؟ نمی کشم که چون سيگاری / تا نصفه مرا کشيد و دورم انداخت ( بيژن ارژن )

قاصدك سوخته

دل بی همه چيز عاشقی آموخته است / در سينه من آتشی افروخته است / اين خاکستر که بر سرم می بينيد / دست گل اين قلب پدر سوخته است !!! ( ... )

قاصدك سوخته

حالا خودت قضاوت کن بين اين مشت نمونه خروار کدومشون با شعر تو يک دنيا فاصله دارن ؟ چندان فاصله ای نيست بنابراين ادعای اينکه رباعی دومت يکی از بهترين ها باشه چندان ادعای دور از واقعيتی نيست .

قاصدك سوخته

راستی ! ديگه نبينم به خاطر يه قاصدک اونم سوخته ش تا اون موقع شب بيدار باشی !!!

يكتا

آقا سلام..من رباعی ندارم ولی يه چيزی تو خونم منتظرته..کوچولوِ..ببخشيد!...يا علی..تا..

حامد

سلام . اولين باری که به اينجا می ام .. از خوندن غزل ها خيلی لذت بردم ... انصافا لاگ زيبايی است //درس هم از اورکات پيدا کردم ..شاد باشی..

يكتا

من تشکر بلد نيستم..حتی بلد نيستم بگم چقدر يه دفعه حال و هوام عوض شد..حتی نمی تونم بگم چقدر خوندنی بود..ولی اومدم بگم: ... ياعلی....تا...

مز گان مشتا ق

شاید وقتی دیگر قاصدکها بیایند

مز گان مشتا ق